تبليغاتX
سلام نو

سلام نو
خدایا یادم بده یادم باشه یادت باشم
یه چشَم به ساعت یه چشَم به راهه
تو تاریکی شب امیدم به ماهه
حریم چشاتو به دنیا نمیدم
به قلبت رجوع کن واسه ی دلیلم

دوتا چشم خسته م دیگه سو ندارن
دیگه حتی اشکی ندارن ببارن
هنوزم به قولات امیدم رو بستم
بدون شکایت غرورو شکستم

تنهام نذار ملاله عشقم
به بودن تو من خوشم ای سرنوشتم
تو خاطرات این لحظه هامی
بخاطرت از همه عاشقا گذشتم

بیا باورم کن هنوزم باهاتم
چرا بد میارم چی بوده گناهم
هنوزم چشاتو پناهم می دونم
ولیکن می دونم که تنها می مونم
به چشمام نگا کن تو یه حس غریبی
نمی دونم چرا با این دلم رقیبی
همه آرزوهام شبیه سرابه
دیگه دلی نمونده دلی که کبابه
برای دل من دیگه نا نمونده
غم بی وفایی دلمو شکونده

تنهام نذار ملاله عشقم
به بودن تو من خوشم ای سرنوشتم
تو خاطرات این لحظه هامی
بخاطرت از همه عاشقا گذشتم

[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 13:4 ] [ صالح ]

عشقم نمی دانی مرا گویم چه سان من عاشقم

                                         برسیل تلخ غصه ات با کوه دردی فائقم

در جستجوی ساحلت با موج رامی می خرم

                                        تا باد خوشبختی وزد سوی تو راند قایقم

ناخوانده خطی از دلم گویی دروغ و باطلم

                                        اما به پیش حضرتت عاشق ترین صادقم

هرچند می گویی مرا گویی غریبم با دلت

                                        اما برایت من همان دیر آشنای سابقم

 بیماری چشمان تو درمان ندارد تا ابد

                                      پیش طبیبی همچو تومن مبطلای حاذقم

مستم دروغم باطلم من هرچه هستم عاشقم

                                    دلگشته ای همچون مرا هرچه تو نامی لایقم

[ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 1:35 ] [ صالح ]
دلم برایت تنگ است
و هیچ کاری از دست من برنمی آید !
زخم می نهد بر دلم
که حتی نمی توانم بگویم
تو را گم کردم
چون ...
تو هیچ وقت از آن من نبودی !!هیچوقت
[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 18:40 ] [ صالح ]
با زمانبندی صحیح آب خوردن اثر آن را در بدن خود بالا ببرید

دو لیوان آب -- بعد از بیداری -- کمک می کند به فعال کردن ارگان های داخلی

یک لیوان آب -- 30 دقیقه قبل از غذا -- هضم راحت غذا

یک لیوان آب -- قبل از گرفتن حمام -- کمک می کند به کاهش فشار خون

یک لیوان آب -- قبل از خواب -- به منظور جلوگیری از سکته مغزی یا حمله قلبی
[ دوشنبه هشتم اسفند 1390 ] [ 0:45 ] [ صالح ]
یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم . 

دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند.

[ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 23:57 ] [ صالح ]
در زمان های قدیم یک دختر از روی اسب می افتد و باسنش (لگنش) از جایش درمی‌رود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش می‌برد، دختر اجازه نمی‌دهد کسی دست به باسنش بزند, هر چه به دختر میگویند حکیم بخاطر شغل و طبابتی که میکنند محرم بیمارانشان هستند اما دختر زیر بار نمی رود و نمی‌گذارد کسی دست به باسنش بزند.

به ناچار دختر هر روز ضعیف تر وناتوان‌تر میشود.

تا اینکه یک حکیم باهوش و حاذق سفارش میکند که به یک شرط من حاضرم بدون دست زدن به باسن دخترتان او را مداوا کنم...


ادامه مطلب
[ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 23:49 ] [ صالح ]
تا آخر بخونید جالبه...
یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند.
این پژوهشگر غیرمسلمان هلند طی گفتگویی در این باره گفت: پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می‌خوانند و یا کلمه «الله»را می شنوند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و حتی شنیدن آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می‌دهد.
وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق می‌کردم از بیماری‌های مختلف روحی و روانی رنج می‌بردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر «الله» کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود.
این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه «الله» با آن شروع می‌شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می‌شود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می‌دهد. حرف لام که حرف دوم «الله» است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می‌شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه «الله»تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه می‌دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می‌شود.
به راستی که قرآن کریم در آیه‌ای کریمه می‌فرماید: «الذين آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله ألا بذكر الله تطمئن القلوب».
این خبر آرامش بخش را برای دوستانی که یاد خدا برایشان آرامش بخش است ارسال کنید

[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 18:39 ] [ صالح ]

تمام سال من بیتو بازي سياوش قميشي
پر از سوز زمستونه
صدای خنده رو هیچکس
نمیشنوه از این خونه
تو رفتی و نگاه من
یه دریا درد و غم داره
یکی انگار توی سینم
گل یأس میکاره
بیتو قلب جهنم هم
مثل خونه واسم سرده
با اون حالی که تو رفتی
محاله بازی برگرده

دارم یخ میزنم بیتو
تا فرصت هست آخه برگرد
تو این سرمای تنهایی
نمیشه حفظ ظاهر کرد
جای خالیه تو داره
همه دنیامو می گیره
بیتو آسونترین کارا
واسم سخت و نفس گیره

بیتو هم صحبت شبهام
همین چهار دونه دیواره
بیتو این سقف هم سقف نیست
ازش دلتنگی می باره

[ یکشنبه دهم مهر 1390 ] [ 22:25 ] [ صالح ]

دختری 15 ساله ، نوزادی 1 ساله به بغل داشت... ((مردم)) بهش میگفتن فاحشه!
، اما هیچ کس نمیدونست که به این دختر در 13 سالگی تجاوز شده بود!!!
... ...
=================================================

پسری 23 ساله رو ((مردم)) " تنبل چاقالو " صداش میکردن
، اما هیچ کس نمیدونست پسر بخاطر بیماریشه که اضافه وزن داره!!!!

================================================

((مردم)) زنی 40 ساله رو " سنگدل " خطاب میکردن ، چون هیچ وقت روزا خونه نبود تا با بچه هاش بازی کنه و به کارهاشون برسه ،
اما هیچ کس نمیدونست زن بیوه ست ، و برای پر کردن شکم بچه هاش باید سخت کار کنه!

===============================================

مردی 57 ساله رو ((مردم)) " بی ریخت " صدا میکردن ،
اما هیچ کس نمیدونست که مرد زیبایی صورتش را در راه حفظ وطنش فدا کرده!!!

----------------------------------------------------------------------------------

و هرروز مردم !!!!!! من و تو رو به غلط قضاوت میکنن !!!
[ یکشنبه سوم مهر 1390 ] [ 14:52 ] [ صالح ]
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج میشد به من گفت نرو که بن بسته، گوش نکردم و رفتم... . . بن بست بود... وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم، پیر شده بودم...
[ چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ] [ 15:57 ] [ صالح ]
دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد
کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست
حتی دل دماوند، آتشفشان ندارد
دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد
روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد
دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد
نادر، ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد
دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد
آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است
اما چه سود، اینجا نوشیروان ندارد
سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد
کو آن حکیم توسی، شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی
بی نام تو، وطن نیز نام و نشان ندارد

شعر از: سیمین بهبهانی

[ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 16:11 ] [ صالح ]
تاریخ تکرار نمی‌شود ؛ این آدم‌ها هستند که گاهی حماقت‌هایشان را تاریخی می‌کنند ... !!!
[ جمعه هجدهم شهریور 1390 ] [ 18:39 ] [ صالح ]
درويشى به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده مى شود. پس از اندك زمانى داد شيطان در مى آيد و رو به فرشتگان مى كند و مى گويد: جاسوس مى فرستيد به جهنم!؟ از روزى كه اين آدم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مى كند و...
حال سخن درويشى كه به جهنم رفته بود در جواب شيطان اين چنين است: با چنان عشقى زندگى كن كه حتى بنا به تصادف اگر به جهنم افتادى خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند...!!

[ شنبه هشتم مرداد 1390 ] [ 18:6 ] [ صالح ]
زنی جوان در راهروی بیمارستان ایستاده، نگران و مضطرب. در انتهای کادر دربزرگی دیده می شود با تابلوی "اتاق عمل".چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح – با لباس سبز رنگ – از آن خارج میشود. زن نفسش را در سینه حبس می کند. دکتر به سمت او می رود. زن با چهره ای آشفته به او نگاه می کند...
دکتر: واقعاً متاسفم، ما تمام تلاش خودمون رو... کردیم تا همسرتون رو نجات بدیم. اما به علت شدت ضربه نخاع قطع شده و همسرتون برای همیشه فلج شده. ما ناچار شدیم هر دو پا رو قطع کنیم، چشم چپ رو هم تخلیه کردیم... باید تا آخر عمر ازش پرستاری کنی، با لوله مخصوص بهش غذا بدی، روی تخت جابجاش کنی، حمومش کنی، زیرش رو تمیز کنی و باهاش صحبت کنی... اون حتی نمی تونه حرف بزنه، چون حنجره اش آسیب دیده...
با شنیدن صحبت های دکتر به تدریج بدن زن شل می شود، به دیوار تکیه می دهد. سرش گیج می رود و چشمانش سیاهی می رود.با دیدن این عکس العمل، دکتر لبخندی می زند و دستش را روی شانه زن می گذارد و میگوید: شوخی کردم... شوهرت همون اولش مُرد.
[ سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 ] [ 19:11 ] [ صالح ]
تا جایی که به یاد داریم به ما گفته شده در روز باید بین شش تا هشت لیوان آب بنوشیم .

اما تحقیقاتی که ماحصل آن اخیرا در مجله بریتیش مدیکال ژورنال منتشر شده حاکی از بی معنی بودن این توصیه است . در گذشته عنوان می شد با نوشیدن این میزان آب کلیه ها کمتر لطمه میخورند و درکنار آن وزن ما کاهش بافته و تمرکزمان هم بیشتر می شود .اما گزارش اخیر نشا...ن می دهد عملا هیچ مدرک علمی این گفته ها را تایید نمی کند . به گفته مارگارت مک کارتنی بخشی از تبلیغات برای نوشیدن آب از سوی شرکتهای تولید کننده بطریهای آب معدنی حمایت می شود وگرنه نوشیدن آب زمانی که تشنه نیستیم نه تنها تمرکز را بیشتر نمی کند بلکه باعث کاهش آن نیز می شود. درعین حال باکتری هایی که در بطری های آب وجود دارند می توانند در مواردی برای سلامت ما مضر باشند.نوشیدن بیش از اندازه آب در عین حال سبب کاهش خواب می شود وحتی می تواند در بلند مدت صدماتی در کلیه ها ایجاد کند در حالیکه گفته می شد سلامت آنها با نوشیدن آب تضمین شده خواهد بود

. گذشته از تمام اینها به گفته دکتر مک کارتی نوشیدن بیش از اندازه آب می تواند سبب ایجاد یک پدیده نادر به نام hyponatraemia شود که طی آن نمک بدن کاهش یافته و بخشی از مغز بر اثر آن آسیب می بیند. آنتونی اندروز هنرپیشه سریال ایست اندرز در سال 2003 بخاطر نوشیدن زیاد آب در طول تمرین بازیگری برای این سریال دچار این حالت شده بودوناچار شد بازیگری را کنار بگذارد.
[ دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 ] [ 14:44 ] [ صالح ]
امشب ز كَرَم حق گُهرى داد به نرجس                           وز برج ولايت قمرى داد به نرجس

خوش باش كه حق بال و پرى داد به نرجس                     برخيز كه زيبا پسرى داد به نرجس

میلا یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) بر شعیان و منتظرانش مبارک باد.

به امید ظهورش صلوات......

[ پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 ] [ 16:37 ] [ صالح ]
آهنگری پس از گذراندن جوانی پرشر و شور، تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سال‌ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگی‌اش اوضاع درست به نظر نمی‌آمد. حتی مشکلاتش مدام بیش‌تر می‌شد.

یک روز عصر، دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد، گفت: «واقعا که عجبا. درست بعد از این که تصمیم گرفته‌ای مرد خداترسی بشوی، زندگی‌ات بدتر شده، نمی‌خواهم ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام رنجهایی که در مسیر معنویت به خود داده‌ای، زندگیی‌ات بهتر نشده.

آهنگر مکث کرد و بلافاصله پاسخ نداد.

سرانجام در سکوت، پاسخی را که می‌خواست یافت.

این پاسخ آهنگر بود:

در این کارگاه، فولاد خام برایم می‌آورند و باید از آن شمشیر بسازم. می‌دانی چه طور این کار را می‌کنم؟ اول تکه‌ی فولاد را به اندازه‌ی جهنم حرارت می‌دهم تا سرخ شود. بعد با بی‌رحمی، سنگین‌ترین پتک را بر می‌دارم و پشت سر هم به آن ضربه می‌زنم، تا این که فولاد، شکلی را بگیرد که می‌خواهم. بعد آن را در تشت آب سرد فرو می‌کنم، و تمام این کارگاه را بخار آب می‌گیرد، فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله می‌کند و رنج می‌برد. باید این کار را آن قدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست بیابم. یک بار کافی نیست.

آهنگر مدتی سکوت کرد و سپس ادامه داد:

گاهی فولادی که به دستم می‌رسد، نمی‌تواند تاب این عملیات را بیاورد. حرارت، ضربات پتک و آب سر، تمامش را ترک می‌اندازد. می‌دانم که این فولاد، هرگز تیغه‌ی شمشیر مناسبی در نخواهد آمد. آنوقت است که آنرا به میان انبوه زباله‌های کارگاه میاندازم.

باز مکث کرد و بعد ادامه داد:

می‌دانم که در آتش رنج فرو می‌روم. ضربات پتکی را که زندگی بر من وارد کرده، پذیرفته‌ام، و گاهی به شدت احساس سرما می‌کنم. انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج می‌برد. اما تنها دعایی که به درگاه خداوند دارم این است :

«خدای من، از آنچه برای من خواسته‌ ای صرفنظر نکن تا شکلی را که می‌خواهی ، به خود بگیرم. به هر روشی که می‌پسندی ادامه بده ؛ هر مدت که لازم است، ادامه بده، اما هرگز، هرگز مرا به کوه زباله‌های فولادهای بی فایده پرتاب نکن».

[ شنبه هجدهم تیر 1390 ] [ 18:39 ] [ صالح ]
چشم به زندگي دوختن ملالت بار است، بايد دل به زندگي سپرد

[ جمعه هفدهم تیر 1390 ] [ 15:23 ] [ صالح ]
سه گل روییده اندر باغ احساس، گل سوسن گل لاله گل یاس، گل اول که ماه عالمین است، عزیز فاطمه نامش حسین است، گل دوم نگر غرق است در فضل، امید مرتضی نامش ابوالفضل، گل سوم گل میعاد باشد، امام چهارمین سجاد باشد، اعیاد شعبانیه بر همگان مبارک باد.
[ سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ] [ 12:42 ] [ صالح ]
عشق آدم رو داغ مي کنه و دوست داشتن آدم رو پخته

هر داغي يک روز سرد مي شه !

ولي هيچ پخته اي ديگه خام نمي شه..........
[ پنجشنبه نهم تیر 1390 ] [ 19:51 ] [ صالح ]
About

همیشه رفتن رسیدن نیست........
اما برای رسیدن باید رفت........
در بنبست هم راه آسمان باز است
پرواز را بیاموز
Blog Custom